خرید بک لینک

درباره سایت

گاه نوشت

امکانات وب

ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

از بس که دست میگزم و آه میکشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که میسرود
گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو
بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهد سست و سخنهای سخت خویش

وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون
آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش

ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام
جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش

امروز در آلودگی هوای تمدید شده ی تهران، در آخرین نفس های پاییز از همیشه آرام ترم، فردا مسافرم وچه مقصدی بهتر از این؟!

برچسب: نویسنده: کیارش اکبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:17

صفحه بندی